باز هم مخاطب خاص دارد.

این پا نوشت دوم همان نوشته دیروزی است!

باز هم برای شین عزیز.

بعد از تمام آن (هر بار که وبلاگت را می خوانم بند دلم می لرزد یا غصه ام می گیرد)  یه جمله دیگر هم هست.

 هر بار  بعد از تمام دل لرزیدن ها چیزی توی دلم جرقه می زند! آن دور ها چیزی روشن می شود

، توی افق همان روشنی من گم می شوم. پا می گذارم به یک دنیای دیگر.

  نه توی درد های بی کودکی خردسالانی که می شناسم و می شناختم.گم می شوم  توی بارقه امید برای نسل سینا. برای فردا! همبازیشان می شوم. می دانی که خیال چیزی از جنس نوازش است. با همان اثر معجزه آسا. 

بنویس برای همه ان مادرانی که می خواهند بدانند.

من هر روز با ولع وبلاگت را می خوانم.

پانوشت بعدی: کسی بی نام (که بی نام شدن لابد مرضی مسری است)  توی پست قبل برایم پیغام گذاشته  وقتم را گرفتی! برای مخاطب خاصت نامه بده! آمدم بنویسم خواستم حسم را خیلی های دیگر هم بدانند!  همین و بس!

/ 19 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مانا

من تازه از خانم شين شنيدم که تو کدوم سال بالايی هستی! خوشبختم!

sh.kh

salam , Merci ke vaghtemono migiri, kash hame vaghtemono injori ba sharik kardane ehsaseshoon ba ma migereftan!!!

دلاويزترين

سلام از طرز نوشتنتون خيلي خوشم اومد.متن مهاجرتي كه نوشته بوديد رو به انگليسي ترجمه كردم.اميدوارم موفق باشيد و خدا يه فرصت گنده بهم بده كه برسم همه مطالبتون رو بخونم.

مرغ سحر

سلام. آخ بدلم نشست. آخ به دلم نشست! با اينکه واسه يکی ديگه نوشته بودی. وبلاگت رو خیلی وقته میخونم... خوبه... تندتند بنویس

آمیتیس

من رو که درست کشف کرده ای.. ولی من نفهمیدم شما کی هستی! ببخشید که خنگم ولی لطفا یه راهنمایی!

نونوش

مرسی قشنگ نوشتی هرچند برای مخاطب خاص

ساروی کیجا

[شیطان]

ساروی کیجا

تو یعنی حتا عید رو هم تبریک نگفتی .. غرب زده ..

جوجو

سلام با اینکه انگار دیگه این وبلاگو آپ نمیکنی اما دلم نیومد کامنت نذارم...نوستههاتو دوس دارم...