احوالاتمان چيز مرغی است.

داستانی است ها!

یک چیزی غده شده توی گلویمان این هوا !!!!!!

خودمان هم که نمی دانیم چه مرگمان شده است! جدیداً عاشق که  نشده ایم!‌ گشنه هم که نمانده ایم!‌جایمان هم که تر نیست!‌ GP برو هم نيستيم که خودش را بکشد  آزمايش خون برايمان بدهد که يک خانم پرستاری  بيايد خونمان را  بکند توی شيشه!‌ بلکه  بفهمند مرگمان چيست!‌

 

  خوب مرگمان چیست که   یک بند توی دلمان با صدای بلند خودمان را فحش می دهیم و سر خودمان داد و بیاد می کنیم!!‌ حالا خدا را شکر دلمان خوب عایق صوتی  دارد! اگر نه این همسایه های بلاد کفری تا حالا هفت بار  قشون پلیس فرستاده بودند بنده منزل!

دیشب که خدمت بهار بانو،  به مدد شرکت مخابرات!‌ سفره دلمان باز بود و می غرغریدیم!‌ آن وسط مطمئنمان کرد که اوضاعمان جفت و جور است و خودمان بی خبريم!  بهار بانو تاييد کرد که ما هنوز  خودمانیم  که  هنوز می غرغریم!‌

من می غرغرم پس هستم!

لا به لای  غرغریدن ها  بهار بانو خدا را شکر کرد که با آقای شوهر  هنوز توی یک قارّه اند!‌با فاصله خدا ساعت پرواز!‌ مانده ایم حیران!  ما هم نسلی هستیم برای خودمان‌!سقف خانه امان به اندازه  یک قاره کش پیدا کرده است!‌

 همین جوری گوشی به دست  باسن مبارک را  روی پله های عمارت سلطانی گذاشته بودیم و غرق  بودیم خودمانمان هم نمی داینم توی عمق چند متری چين و واچين های تپانده شده تو کاسه سرمان!   که همه جور فکری به ما حمله کرد!‌ خوب چه کنیم دلمان برای غربت خودمان  و الف و ب و پ و ج و چ ................. ل، م، ن،‌واو  و ه و ی + گه سگ عزیز می سوزد خوب!   غربت است دیگر آدم جن زده هم می شود!  از عادت بسم ا.. گفتن هم که افتاده ایم !‌

می ماند يک سنجاق قفلی  که بگوييم مادر جانمان برود از دم در  بازار بخرد راهی کند ، برسد به دست ما  شايد  علاج شود اين شور افکاری  جن زده!

 

امروز شد یک هفته که گه سگ عزیز رفته است!‌ آی خوشی گذشت!‌ آی ما حال کردیم! گه سگ را نمی دانیم!‌

آی دق می کنیم از جلوی گپ که رد می شویم بی گه سگ! بماند که  بی پای غيبت مانده ايم توی مترو های اين شهر!‌

آدميزاد است ديگر خو کرديم به همين عادت  ۱۰ روزه!  گذاشت و رفت!‌ ما مانده ايم  و حوضمان و آقای  شوهر!‌

 اصلاً برود آنقدر درس بخواند  که جانش از جای نا مربوطش در بیاید!‌ اما چه ذوق مرگی شدیم نتایج امتحان تخصصی که آمد!‌ گه سگ ( این یکی را غلیظ بخوانید که فحش بود از صمیم قلب!)  دانشجوی فوق تخصص!!

حالا داریم فکر می کنیم از کجا یک تابلو بیاوریم رویش نوشته شده باشد!‌ دکتر گه سگ عزیز!  دارای برد تخصصی از دانشگاهای معتبر  ایالات متحده امریکا!‌

شوهر جان  هم ذوق مرگ شد! ‌اما هنوز هم نفهمیده است ما ذوق مرگ چه شدیم آن هم اونجوری! این دیکسیونر آریان پور و حییم و  را هم شیر فهم بشویم باز نمی شود که بفهمانيم  ماجرای اين تابلوی دکتر جان و آبگوشت و بابا کرم را!

مانده ایم چه کنیم با این همه کرفس سرخ کرده که آماده کرده بودیم  جهت پخت خورشت کرفس و نعنا جعفری!‌ که ما و گه سگ و ن و این ها  حالش را ببریم!‌ توی همان آخر هفته ای  که  نا جور گوز پیچ شده بودیم اما دم به ساعت حالش را هم می بردیم!

گه سگ که رفت! بیاید هم باز جت لگ دارد و لندن می شود خوابگاه آقای دکتر!‌

‌ن جان تو دست عیالات مربوطه را بگیر کشان کشان بیاورشان دور هم باشیم خوب! بلکه بزنیم توی رگ این همه  زحمات مرا!

این دو هفته را خوب با دوستانمان حال و حول کرده ایم!‌این آخر هفته ای اما احوالاتمان گه مرغی است از بازگشت به زندگی روزمره!‌

آخ خدا  خفه شدم از این  غده توی گلویم!‌

 

/ 11 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساروی کيجا

باز که تاييد نداری که ؟‌ عروس و داماد برای پنج‌شنبه تالار هم گرفته‌اند !! هاهاها ...

ساروی کيجا

مرده‌شور غده‌ی توی گلوت رو ببره مادر .. اين همه حاليدی باز ناليدی !!

شمسی خانوم

سلام! غر بزن مادر! اصلن دلت خواست نزن! (والا! فردا می گن مادرشوهره غرغرو بودن عروسشو زد تو چشمش! ما مادرشوهرا از دست شوما عروسا آسايش نداريم که!) ولی ما عشـــــــــــــــــق می کنيم غرغرهای تو را می خوانيم! هرچند که وسطش مجبور می شويم انگشت نجابت به دندان بگزيم و وانمود کنيم که معنای کلمات قبيحه را نمی دانيم و خنده مان نگرفته است! نه که ماشالا هزار ماشالا خيلی باحيا هستيم جون شوهرعمه مان؟ محض همان! سفارش کرده ایم به جای سنجاق قفلی از برای شما تیرآهن ابتیاع بفرمایند و بفرستانانند، بلکه فرجی حاصل شود و جن تان برود. جن هم بود جن های قدیم، سنسورهای قوی تری داشتند و آهن آلات را از دور می شناختند و جیم می شدند.

me

gosag! in khozabalat chie neveshti inja? be jaye in harfa pasho bia sare gharar dame gap. dar zemn, mind the gap...m

علی

ديگه بی خيال اينجا شدم . همش موج منفی. اگه ايران بودی پس چی می گفتی .

me

Akh gofti Ali, gol gofti.....m

خانم شين

الهام جان ترکی بنويس منم بفهمم چی می نويسی. ايلده من هيچی بيلميرم که!

قاصدک

وقتي نسيم از بالاي كوه خدا به پايين مي‌وزد، زندگي ما را تغيير مي‌دهد. ما شايد اين دگرگوني را به عنوان بخشي از شرايط زندگي و روح زندگي بپذيريم، و يا شايد در برابر آن مقاومت كنيم. پذيرش تغيير و دگرگوني به معني پذيرش شادي بيشتر است؛ و مقاومت در برابر آن اندوه به بار مي‌آورد.

بلفی

من شيرازم خواهر جون.

لاله

منم شیرازیم خواهر جون !!!‌[نیشخند]