جيغ جيغو
مرامت و خوش دا آشم.

يه دا آشه محترمی يه گوشه از اين دنيا زندگی می کنن که سرشون سلامت.

ما (ما خيلی از خودمون متشکريم) وبلاگش رو دوست داريم، شما خود دانيد!‌اما در مورد خودشون!!

اذن سر و همسر واجبه!‌ دوماً هم لابد خواست خدا

اما ما تصميم گرفتيم حسن نيت نشون بديم و به ندای درخواست ايشون لبيک بگيم!‌ فکر کريم ما با  اين همههههههه فن!!    (fan) بده که خودمون رو بگيريم و به آدم های محترم دنيا بی احترامی کنيم. علی الخصوص که حرفشون و کلومشون و قولشون از رو  حساب باشه!

اما آسدتقی جان!‌

بماند که:

  •  ما در عصر يخ، از شما دوستدار علم و بالا رفتن آگاهی جوامع بشری، اسم موسيقی روی وبلاگتون پرسيديم و در خواست يه نسخه فايل صوتی ازتون کرديم اما  جوابی نيامد! اما  از اون جا که ما بد دل نيستيم!!‌ گذاشتيم پای اينکه شوما يه ضــــــــــــــــرب مشغول کار و فعاليت علمی و فرهنگی و خبری هستين و کو وقت که جواب سئوال های بی خودی رو بدين!!
  • اينم بماند که ما از رو کم سواتی مون + دوست ناباب + اطلاع رسانی شکمی ( از روی شکم)، فکر کرده بوديم وبلاگ فضای شخصيه!‌  يعنی راستيتش يکی عينهووووو خودمون بهمون گفته بود خبر رو تو روزنومه می نفيسن، علوم هم تو کتابها!!‌ مجله و هفته نومچه و اين قرتی بازی ها هم مال آدم های بيکار يا شاعره !!‌   که تو اتوبوس و مينی بوس بگيرن دستشون و ژست انتلکچوالی  بگيرن!‌و البت الانه تو گرمای هوا بادبزنشون هم ميشه!!  اما خداييش آدم با عکس هنر پيشه های رو جلت خيلی حال می کنه، آی آی آی بزنی ته ديوار اتاقت...، يه جواد يثاری هم چه چه بزنه که  اومدی اما ديديم دست تو سردههههه!! ننه هم کم نذاره يه شربت زعفرون با يخ بسرونه دم رف!  و همين طور که  لم دادی زير پنکه  با زير شلواری راه راه!!!  مجله رو زير و رو  کنی که الباقيه عکس کوچيک ها رو ببری و بزنی رو داشبورد ماشين جلوی چشمت باشه!
  •  اون وقت تازه  ما تا حالا فکر می کرديم کپی کاری، کاره خوبی نيست، نسخه فابريک شرطه!!‌  واسه همين کپی مپی تو کار نبود، فکر کرده بوديم خبر هم مثل فيلم هندی ميمونه اوريجنالش خوبه!!  اما داداش من چشمم و باز کردی سرت سلامت! 
  •   ديگه خداييش تقصير دل نازک ننه مون هم هست، انقذه که خير خواه بنده خدا!‌دل مثل برگ گل می مونه به ولاه! يه عمر تو گوشمون خونده بود: ننه!! کار به کار مردم نداشته باشی بنده های خدا رو ها !!‌گناهشون و نشور ننه!!‌ چوب نکنی به سوراخشون!! (‌ همون آب نريزی به انبار گندمشون اين درس خونده های با سوات شده)، عاقبت نداره.  مام ديديم ننه مونه خوب!‌گفتيم به روی دوچشم ننه!‌ باسه همین اين جا  تخته گاز از خودمون نوشتيم نه خود خواه باشيم ها!‌نه به مولا !‌ اما از حساب کتاب روز قيومت می ترسيم!‌ فکر کرديم   ما که از دنيا عاشق  ميدون ونکيم و شماعی زاده!  نه فکر کنی خود  ميدون ونک  ها دا آشم،  ما راستيتش اگه می ريم ميدون  ونک به عشق اون تيلیفزيون بزرگه است و  واسه خاطر آبجی های چشم درشت کمر باريکمون که يه هو يه مادر به خطايی اسباب زحمتشون نشه و چپ نيگاشون نکنه! ‌تو معقولات و منقولات و  تنقلات آلات تخمه کدو دوست داريم و آفتابگردون، البت که تخمه هندونه هايی که ننه جمع می کنه تو تابستون و بعد تو مطبخ بوشون می ده سر سياه زمستون يه چيز ديگه است!!‌  زندگيمون  هم که حول و حوش باسلق  می گذره و سينما کريستال، با خودمون  فکر کرديم ملت گشادن، نا بلدن،... ما که نيستيم!!‌  به ما چه بياييم ٫گشادی ملت و بلند بلند جار بزنيم!!‌ صواب و گناهش پای خودشون. البت  که آسد تقی راست می گی شما.  به ولاه دعات می کنم روز شب که انقدر غم اين ملت گشاد و نا بلد می خوری!!‌ مام چه کنيم يه دستمون تو جيبمون دنبال تخمه کدو! اون يکی به فرمون ماشين!
  • ديگه اين که  بابامون که ما از تار سبیلش هم می ترسيم، و يه محله به تار سبیلش قسم می خورن به اين  قبله آفتاب!!  يه بار گفت واکن گوشات و بچه!‌حرف و بايد قدر دهن زد!!‌ بشنفم دهنت و زياده باز کردی به مولا سيات می کنم با همين قلاب کمربند. مام ديديم سالار خونه است، لال شديم بگيم آخه آقا جون  بقيه وبلاگ خون ها چی می گن!!‌  اما راست و حسينی ما که سوات درست درمون نداريم. دنیامون هم که قدر خودمون و محله مون کوچيکه!!‌  سالی يه بار بلکی بريم شازده عبداعظيم زيارت !‌اگه خدا قسمت کنه!!‌ خوب گفتيم به دعای خير پدر می ارزه!‌ خبر و مبر و علم و اين ها رو گذاشتيم واسه کاردون های  روزگار. چی می گن اين جوجه فکلی ها بش پرفشناله نمی دونم  مرفشناله..؟؟ همون ها بنويسن بهتره تا ما. 

آره دادش من اين جوريه که ما از سرما گرمامون می نويسيم.

اما واسه خاطر سوالت عزيزی دا آشم  اما ما غيرت داريم خوب!!‌نمی شه  اعلوم همگانی کرد که!‌يعنی راستيتش تو در و همسايه خوبيت نرره!‌ ننم بفهمه دق می کنه !‌ واسه همين  دا آشم ‌مرامت و خوش يه  سووال ديگه بپرس.

 

ارادتمند.

 

پ.ن:  لطفاً تو کامنت های پست قبلی پی گير داستان من و آسد تقی شيد.