جيغ جيغو
Grand Father Clock

آرزوهای من همه مثل  همان ساعت پاندولی بزرگی است که سال ها  تصويرش را  توی ذهنم تجسم کرده ام، و صدای پر طنين و زنگ دارش را توی خيال گوش کرده ام! 

 حالا که يک قديمی ناب  زيبا و گرانقيمتش نصيبم شده! ‌شب ها تا  صبح خوابم نمی برد!

همراه با لباس های زمستانی و تابستانی تنگ شده ام و‌ ساعت ديواری آرزوهای قديمی، بقچه آرزو های جديدم  را هم  به موسسه خيريه خواهم بخشيد!

 


 

خورشيد هنوز هم دور است


کاش!
بهتر آن است كه فريب بخوري تا فريب بدهي،
زيرا اگر فريب بدهي بزرگترين گنجينه خود را از
دست خواهي داد:
توانايي اعتماد را

و تكرار مي كنم

توانايي كسب اعتماد بزرگترين گنجينه زندگي است
بدون اعتماد دوري از خداوند حتمي است.
 
هرگز اشخاص را ابزار به حساب نياور
آنها به سهم خود مقصودهايي هستند.
به آنها بپيوند، در عشق و با احترام
هرگز مالك آنها مشو و برده آنها هرگز
به ايشان وابسته مشو و مگذار افراد پيرامونت
به تو وابسته شوند.
 
بسياري از مردم تنها براي خودنمايي زندگي مي كنند
چنين مردمي به راستي در درون بسيار حقيرند،
چون تنها مبتلايان به عقده حقارت ، نيازمند خودنمايي اند.
يك انسان واقعا" برتر هرگز خود را با ديگري مقايسه نمي كند.
او مي داند كه مقايسه پذير نيست ;
و نيز مي داند كه ديگران هم با او مقايسه پذير هستند
او نه برتر است و نه حقيرتر.
 
هيچ سنگي را خوارنشمار
زيرا بارها و بارها همان سنگي كه معمار خوارش شمرده،
در پايان شالوده بنايي شده است.
 
و اما
تمام آنچه را كه مي توان تجربه كرد
شايد گفتني نباشد،
و تمام آنچه كه گفتني است ،
شايد آزمودني نباشد.
 
پس از تو مي خواهم كه قضاوت نكني و بي داوري
زندگي را در كل آن بپذيري.
حيرت خواهي كرد كه زندگي در كل نه خوب است و نه بد.
كليت تعالي است ;
چيزي فراتر از خوب و بد.

 

هستي همچنان تو را غرق در بركت مي كند
هرآنچه به هستي مي دهي ، هزار برابر باز پس مي گيري ;
يك گل هديه مي كني و با هزار گل گلباران مي شوي.
تعلق  را رها كن!
اگر واقعا" در پي ثروتي،
اگر مي خواهي دنياي دروني سرشاري را داشته باشي،
هنر سخاوت بياموز.
 
كمك كن مردم طبيعي باشند،
كمك كن مردم آزاد باشند،
كمك مردم خودشان باشند،
و هرگز تلاش نكن كسي را به كاري مجبور كني
ترغيب، اصرار، فريب هرگز
اينها همه سلاحهاي "" من "" هستند.
انسان فروتن مي پذيرد كه زندگي كامل نيست.
 
و آخر اينكه;
گل گل است و خار خار،
نه خار بد است و نه گل خوب

اگر انسان از كره خاك رخت برچيند

گلها خواهند بود و خارها نيز
اما كسي نيست تا بگويد كه گلها خوبند و خارها بد.
اين ذهن ماست كه خالق اين مفاهيم است.